قالب وردپرس
uptheme

چارچوب آموزش 2030 به منزله یک فرصت

آنچه درعنوان چارچوب آموزش 2030، معروف به سند آموزش 2030 به صورت مفاهیم همبسته و معرف مبانی نظری آن آمده است ، مستلزم مداقه بیشتر برای حل و فصل منافشه ملی  پیرامون آن می باشد . مفاهیم مرتبط به هم آموزش با کیفیت ، آموزش فراگیر ، آموزش مادام العمر ، فرصت برا بر آموزش برای همه ، که در عنوان آمده است ،مبانی نظری چارچوب آموزش 2030 را تشکیل می دهند . این مبانی نظری و دلا لتهای راهکاری آن ، حقایقی را از چالشها و راه حلهای دردهای نظام اموزش و پرورش ما اشکار می سازد که از این حیث بر اسناد ملی رجحان دارند .اگرچه مواجهه منفعل با چارچوب آموزش 2030می تواند موجبات چالشها یی را برای  ما فراهم نماید ،لیکن مواجهه فعال با مبانی نظری آن و استخراج دلا لتهای کاربردی ملی از آن می تواند فرصتهای تازه ایی برای حل و فصل چالشها ی نظام آموزش و پرورش و تعامل سازنده با جهان هموار سازد .

آنچه پس از رهنمود مقام معظم رهبری توسط معاون اول ریاست جمهوری آقای دکتر جهانگیری با ابلاغیه ایی تحت عنوان توقف در اجرای سند آموزش 2030 ارسال شده است ،ما را در مواجهه با نهاد های بین المللی  در شرایط انفعالی قرار می دهد . با عنایت به اینکه  سیاست جمهوری اسلامی ایران در روابط خارجی و بین المللی سیاست تعامل سازنده است ، ضروری است از شرایط به وجود آمده یعنی تو قف در اجرای چارچوب آموزش 2030،عبور نماییم . رهنمود چند روز اخیر مقام معظم رهبری بدین مضمون ، مبنی بر اینکه سیاست ما گسترش روابط بین المللی است ، موید همین مساله است . نکته  حائز اهمیت  اینکه ، سیاست تعامل سازنده با جهان که از مضامین سند 20 ساله نظام است ، در خصوص چارچوب آموزش 2030چه تکالیفی را برای ما ایجاد می کند .  با عنایت به اینکه جمهوری اسلامی ایران در اجرای چارچوب اموزش 2030به لحاظ انطباق آن با شرایط و مقتضیات فرهنگی و دینی ، حق تحفظ اخذ نموده است ،از این شرایط می توانیم برای تعامل موثر و سازنده با جهان و نهادهای بین المللی بهره گیریم . لازم به توجه است که اگر در وضعیت توقف در اجرای چارچوب عمل 2030بمانیم و به نوعی خود را از اکثریت اعضای عضو یونسکو به این لحاظ ، کنار بکشیم ،در شرایط انفعالی قرار می گیریم . شرایط انفعالی و انزوا از این لحاظ ، زمینه هایی را ایجاد می کند ، که به خواست مخالفان و دشمنان نظام ، نزدیکتر است .

در این راستا ، مفروض می داریم در پاره ایی  ممالک تعاریف مفاهیمی از چارچوب آموزش 2030در زمینه هایی همانند آموزش جنسی و خانواده ، با تعریف عملیاتی ما مطا بقت نداشته باشد . سوال این است در مواجهه با این عدم انطباق فرضی ، باید سیاست تعامل سازنده را در پیش بگیریم ویا انفعال را؟  سیاست تعامل سازنده با جهان اقتضا دارد ، در اجلاس یونسکو و در پیگیری اجرای این چارچوب آموزش و نظارت بر اجرای آن ، مواقعی که تفاوت یا تعارض تعریف عملیاتی با مقتضای فرهنگی و دینی اشکار می شود ،ما به نحوی مواضع خویش را مشخص و اعلام نماییم . به طور قطع ، کشورهای مختلف  در انطباق فرهنگی ملاحظات خاص خویش را خواهند داشت و جمهوری اسلامی ایران ، تنها کشور مدعی از این لحاظ نخواهد بود .

آنگاه ما باید بر اساس مقتضای فرهنگی و دینی در زمینه های متفاوت و یا متعارض ، برنامه مداخله ایی خویش را مشخص و به آموزش معلمان ، مشاوران و مدیران مدارس ، دانشجویان معلم ، اقدام و اجرای برنامه خویش بپردازیم .آنگاه بر اساس تجارت ملی در زمینه های آموزشی متفاوت و یا متعارض ، آماده انتقال تجارب به سایر کشورها و تعامل سازنده با جهان شویم . توضیح و تبیین مذکور با دنبال کردن آن در زمینه ایی خاص همانند نحوه نگاه جمهوری اسلامی به آموزش جنسی ویا نحوه ی مواجهه با به طور مثال همجنس  گرایی ، قابل رد یابی در شکل دهی تعامل  سازنده با جهان است .

آنچه اکنون در کشور ما  در جریان است این که ، در چند  وهله  در عصر انقلاب اسلامی این مسایل به دلیل روابط با نهادهای بین المللی مطرح گردید اما  با وقوع جنجال ، به محاق فرو رفته و در شرایط انفعال قرار گرفته ایم . به طور مثال وقتی برنامه آموزش برای همه در پانزده سال قبل برای اجرا در روی میز کشور قرار گرفت ، فرجام آن به تعطیل کردن همکاری و تعامل با نهادهای بین المللی منتهی گردید. این انفعال و تقلیل روابط با نهادهای بین المللی در کنار سایر مسایل در روابط خارجی ، به چالشهای اساسی در روابط خارجی منتهی گردید. موضوعاتی که در سیاست گذاری ملی مسکوت می مانند  به طور مثال نیاز به آموزش جنسی در انطباق با دین و فرهنگ ایرانی ، اگر چه مسکوتند ولی به عنوان یک مساله و یا واقعیت در جامعه وجود دارند .نتیجه اینکه در این قبیل موضوعات از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی ، شورای عالی آموزش و پرورش ، معاونت های ستادی وزارت مربوطه ، مصوبه ، آیین نامه ، دستور العمل، بسته آموزشی ویژه کارکنان  همانند معلمان ،مشاوران ،دانشجو معلمان و مدیران مدارس ، تدوین ، تصویب و ابلاغ نمی شودوآ نچه می ماند ، اصل مساله است و معلمان و مشاوران توجیه نشده .و فرجام آن می شود افزایش احتمال اخراج دانش آموز از مدرسه .

سر انجام این یاداشت توصیه می نماید ، با اقبال به تعامل سازنده با نمادهای بین المللی فرهنگی به ایجاد فرصت ملی و بین المللی مبادرت ورزیم . در این راستا ، ضمن تدوین سیاست ، آیین نامه ،تهیه بسته آموزشی کارکنان ، در مواجهه با معضلات ملی در حوزه آموزش و پرورش ، زمینه های انتقال تجارب با سایر ممالک و نهادهای بین المللی را هموار سازیم .

انشاالله

96/03/07

والسلام

علی‌اصغر کاکوجویباری

دانشیار روانشناسی دانشگاه پیام نور

 

نویسنده: مدیریت سایت

اشتراک گذاری این نوشته

73 دیدگاه

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *