قالب وردپرس
uptheme

احمدی‌نژاد؛ پدیده‌ای روانشناختی

محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق، این روزها با تهاجم به قوه قضائیه و رئیس آن به معرکه‌گیری سرگرم است. او که از ناآرامی مزمن رنج می‌برد، در جست‌وجوی سوژه‌ای است تا با درگیرسازی و نمایش قدرت، به چشم آید و دیده شود. او از دیده‌شدن لذت می‌برد. موضوع این نیست که سخنش درست است یا غلط، موضوع در جلب توجه‌ دیگران است، که البته او نیاز روانی شدیدی به آن دارد. احمدی‌نژاد هنوز کودک درونش پرتحرک، ناآرام و بی‌قرار است اما این کودک درونی که از وی دیده می‌شود، علائم اختلال است، که هنوز مسیر درمان را طی نکرده است. ریشه‌های رفتار احمدی‌نژاد را باید در تجارب ناخوشایند دوران کودکی‌اش جستجو کرد. آنچه در رفتار امروزش مشهود است، نشانه‌ای از ناآرامی مزمن است. او نمی‌تواند بر عواطف و هیجان خود کنترل داشته باشد، پرتحرک است، از جایی به جایی دیگر می‌پرد، از پیامد رفتار و اعمال خویش با تاخیر قابل توجه آگاهی حاصل می‌کند این نشانه‌های اولیه رفتاری احمدی‌نژاد که امروز به چشم آمده است، از ابتدا وجود داشته و به‌تدریج روندی رو به گسترش را طی می‌کند.

او امروز به قوه قضائیه تهاجم می‌کند؛ دیروز به‌رغم توصیه‌های مقامات عالی نظام، کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری را پی گرفت، و قبل‌تر از آن در جلسه یکشنبه سیاه در مجلس نهم به خانواده لاریجانی تاخت و کمی دورتر در ساختن ناآرامی‌های بعد از انتخابات سال 88 نقشی وافر ایفا کرد.

شیشه شکنی‌های او در مناظرات انتخاباتی سال 88 با تهاجم به چهره‌های غیرکاندیدا، خس و خاشاک نامیدن مردم طرفدار کاندیدای رقیب، انتخاب نامتعارف معاون رئیس‌جمهور قبل از تنفیذ حکم برای اسفندیار رحیم‌مشایی در گرماگرم ناآرامی‌های بعد انتخابات 88، ساقط کردن دولت خودش در روزهای پایان دولت نهم با عزل عده‌ای از وزراء، همراه با شیشه‌شکنی در ورود به جای وزیر اطلاعات با حذف وزیر وقت، 11روز خانه‌نشینی، کشاندن مردم ناراضی به خیابان‌ها در 25بهمن89 و زمینه‌سازی حصر رهبران ناراضی انتخابات ریاست‌جمهوری 88، همه در سوابق عمل شیشه‌شکنانه او قرار دارد.

او از ابتدا نفوذ کلمه بالایی در هوادارانش داشت. در مقابل با کاربرد کلمات و ادبیات تحریک‌آمیز همواره مخالفانش را نیز به‌شدت تحریک می‌کرد. واقعیت این است که او در سال 88 هم در جلب هوادارانش برای حضور در انتخابات از نفوذ کلمه برخوردار بود و هم با ادبیات رکیکش مخالفانش را به خیابان‌ها کشاند. خس و خاشاک نامیدن مردم، تهاجم به چهره‌های غیرکاندیدا همانند مرحوم هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری، خانوادگی کردن تهاجم به یکی از کاندیداها، یکی از منابع ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 88 بود که هنوز مورد ارزیابی روانشناختی قرار نگرفته است.

حضور احمدی‌نژاد در کانون قدرت کشور به‌عنوان شهردار پایتخت و سپس رئیس‌جمهور نهم، یکی از اتفاقاتی بود که کاربرد روانشناسی در سیاست و مناسبات قدرت را به جد نمایان ساخت، اما متاسفانه به رغم اشارات گاه و بیگاه روانشناسان مورد عنایت قرار نگرفت. احمدی‌نژاد بی‌قرار، ناآرام، پرتحرک، دارای تاخیر در شناخت از پیامدهای رفتار خویش، در سال‌های ورود به قدرت است، با این تفاوت که این علائم به‌تدریج در طی یک‌ونیم دهه گسترش یافت. به‌واقع این نشانه‌ها که امروز چشم‌گیر شده است، در گذشته برای روانشناسان قابل شناسایی بود.

اگرچه طی سال‌های اخیر در معرکه‌گیری‌ها، مردم دور احمدی‌نژاد جمع نمی‌شوند و چراغ هوادارانش رو به خاموشی است و پلی بین او و جامعه به‌عنوان نخبگان هوادار وجود خارجی ندارد، ولی او کماکان می‌تواند امواج شدید ناآرامی و بی‌‌قراری خویش را به کل جامعه پمپاژ کند. در این مرحله از این قابلیت نفوذ کلمه برخوردار نمی‌باشد که هوادارانش را افزایش دهد، لیکن از قابلیتی برخوردار است تا با انتقال امواج ناآرامی و بی‌قراری به کل جامعه، فوران خشم و طوفانی شدن را در جامعه زمینه‌سازی کند. اگر چه طوفان احتمالی ناشی از ظهور خشم در جامعه برای وی سودی نخواهد داشت.

امروز باید هیاتی از روانشناسان ایرانی با همکاری سازمان نظام روانشناسی برای ورود به حوزه روانشناسی سیاسی از طریق مطالعات موردی، پا پیش نهاده و این ماموریت حرفه‌ای را متقبل گردد و به این سوال پاسخ دهد که با پدیده‌ای به نام محمود احمدی‌نژاد چه باید کرد. اگرچه این ورود خیلی دیرهنگام است ولی کماکان ضرورت دارد.

 

والسلام

96/10/6

 

علی‌اصغر کاکوجویباری

دانشیار روانشناسی دانشگاه پیام نورَ

نویسنده: مدیریت سایت

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.